....... بهار (غریب)بدان می بینمت هر شب خیال دیگری دارمکنارم لحظه ای باز آی سئوال دیگری دارمرمید از دست من آهوی خوش چشمِ بدخشانیچه غم دارم نمی داند غزال دیگری دارمتو رفتی و گمان کردی که دلتنگ تو خواهم شدندانستی عزیزِ بی مثال دیگری دارمسیه مژگانِ گلگون لب برو وقت سحر باز آببین شب درکنارم خط و خال دیگری دارمخزان کردی بهارم را چه میدانی چه خواهد شدکنارِ ریشه هایم یک نهال دیگری دارمسه تارم زخمه میخواهد به آغوشم پناه آوردو با آوای معشوقم جدال دیگری دارم(غریبی)قسمت من شد اگر چه رفته ام از یادخوشم با خاطرات خود مجال دیگری دارم#ادریس_حیدری#غریب_اصفهانی#شاعر_نوازندهhttps://t.me/edrisheydarigaribesfahaniششجوان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:11 توسط ادریس حیدری غریب اصفهانی
|
برچسب:
نویسنده: النا شاکری
تاريخ: شنبه
4 شهريور
1402 ساعت: 16:41